خداونداسحرشدسوز و درد و غم فراز آمد
جهان از آه یک دیوانه در سوز و گذاز آمد
ز چاک سینه ام چون غنچه خونین آلاله
دل دیوانه ام سرزد به نجوا و نیاز آمد
زمین و آسمان پر شد ز اندوه و غم غربت
دل محمودیم امشب به دیدار ایاز آمد
ز توبه آنچنان خون ندامت شد روان از دل
که جان بر لب رسید اما محبت چاره سازآمد
زشط خون برون شد قطره های خون وخونابه
چو در سجاده ای خونین سری اندر نماز آمد
تو را شکر ای مه خوبان که بعد از آن عتاب سخت
عروس آرزو هایم به لبخند و به ناز آمد
قسم بر آه و اشک و سوز امشب ای خدای من
ببخشا (حکمت )مضطر که از میخانه باز آمد
سروده شده در مورخه ۸/۱/۱۳۷۶

